داستان

یک دفعه بیدار میشود وبا دستگیریه  پدرو مادرش توسط دشمنها که شامل ایسی دارسی واستارمینی رو به رو میشود بلوم که تعجب کرده بود دشمنها ان را به یخ نبدیل میکنند و قدرت او را میگیرندپدر مادر بلوم یخ ها را اب می کنند وقتی یخ ها اب شد استلا امد وبلوم همه ی اتفاق را برایش میگوید استلا بلوم را به ودر سه می برد تا مشکلس را حل کند

این داستان من و ادامهی مطلب خوشکل بود نه

/ 8 نظر / 23 بازدید
khaterangi

کاش می شد خالی از تشویش شد برگ سبز تحفه درویش شد کاش تا دل می گرفت و می شکست عشق می امد کنارش می نشست کاش من هم یک قناری می شدم در تب آواز جاری می شدم بال در بال کبوتر.......(ازمطالب شعرهای عاشقانه) سلام وب جالبی دارید. ارشمادعوت می کنم تاازبزرگترین وبسایت عاشقانه دیدن فرمایید. تمام عاشقانه هادرخط رنگی.آی آرباپیج رنک 1 وبسایتی باآپدیت روزانه به امیددیداردرkhaterangi.ir

hasan

خودم اینها را می دانم چون که خودم هم این کارتون را دیده ام ولی به زبان خارجی چرا اینقدر کم درباره شان می نویسی.

roya

سلام عزیزم واقعا عالی نوشتی خیلی خوب بود دستت درد نکنه بازم از این داستانا بنویس ما هم بخونیم فعلا تا بعد بای[خداحافظ]

roya

اسممو بالا نوشتم من رویام[نیشخند]

مونا

مرسییییییییییییییییییییییییی[لبخند][ماچ][دلقک]

اناهیتا اکبرنیا

داستان شما عالی بودعاشقتم بلوم

اناهیتا اکبرنیا

من از ایران هستم همیشه دوستدارم توی گروه وینکس باشم بوس بوس بلوم

بلوم

به من هم سر بزنی خوشحال می شم[تایید]